عبدالله مستوفى
58
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كار خود دقيقتر شده از گشاد بازى بلژيكىها جلوگيرى و ضمنا توسعهء تجارت خارجى هم بافزايش گمرك كمك درست و حسابى كرد . راه انزلى بتهران كه امتياز آن بروسها واگذار شده بود ، دو سه سالى بود با تمام رسيده بود . قند و شكر و قماش و كبريت و نفت روس كه براى بستن تهماندهء كارخانهها و دستكاريهاى داخلى عمدا ارزانتر و فراوانتر از سابق به بازارهاى ايران ميريخت ، ناگزير در افزايش گمرك تأثير نمايانى داشت . چنان كه با وجود تنزل ارزش پول ايران كه در اين سه چهار سال اخير در حدود نصف ارزانتر از سابق شده بود ، قيمت قند بجاى اينكه دو برابر سابق شود نصف سابق شده بود و در تهران يكمن آن را عطارهاى سرگذرها بسه قران مىفروختند و كبريت روسى در دست آخر بيشتر از هر قوطى يكشاهى قيمت نداشت . البته خوانندهء عزيز توجه دارد كه اين ارزانى عمدى براى بستن كارخانهء قندريزى كهريزك و كبريتسازى الهيه بود . روسها به مصرف داخلهء خود ، جهت قند و شكر و كبريت ، مالياتى برقرار كرده بودند كه تاجر در موقع بيرون آوردن از كارخانه ميپرداخت و در سرحد ايران عينا به او پس ميدادند . به اين ترتيب بود كه قند روسى در ايران ارزانتر از روسيه شده و اين كار به جهت ترويج مال التجارهء روس در ايران بود . در قماش هم همين معامله را مجرى ميداشتند . با اينكه بازارها پر از كالاهاى خارجى بود ، هر روز كاروانها و ارابههاى پر از متاع روس بشهرهاى شمالى و مركزى وارد ميشد . راه شوسهء آستارا باردبيل كه بسعى ملك التجار از سرمايهء شركت عمومى ساخته شده بود ، همين كار را در قسمت اردبيل و مشكين و حتى تبريز انجام ميكرد و ساير بندرهاى درياى مازندران هم هريك مركز ورود امتعهء روس شده بود و كالاهاى آن كشور از اين بندرها بوسيلهء كاروان به تمام ايران شمالى و مركزى ميرسيد . مردم هم كه سركه شيرهء سابقشان بسكنجبين و باسلق و جوز قندشان بنقل شكرين تبديل شده بود ، بدون اينكه توجهى باساس كار داشته و مضار آتيهء اين وضعيت اقتصادى را در نظر آورند ، راضى بودند . بالاختصاص كه كشمش و برگه و قيسى و بادام و فندق و پنبه و كنف خود را به همان جهت ارزان شدن قران نقره در مقابل ارز خارجى كه واحد آن طلا بود ، به دو مساوى سابق ميفروختند . پس زندگى آنها چندان بد نبود و تركها در مجالس و محافل تمام اين پيشامدها را از بركت قدوم مظفر الدين شاه جلوه ميدادند . بروز مرض و با در ايران سال 1322 شروع و در اين سال وباى عمومى از هندوستان به افغانستان و ايران سرايت كرد و بيشوكم مثل وباى سيزده سال قبل در همهجا موجب اتلاف نفوس گرديد . شاه اگر از عين الدوله ملاحظه نميكرد ، شايد بىميل نبود براى سالم ماندن خود از اين بلاى عمومى در مقابل دعاگوئى سيد بحرينى يك خالصهء ديگر بر نهاوند و قزوين او اضافه كند و عمو سيد اولاد پيغمبر را كه حتى در مسافرتهاى اروپا هم شاه را از استماع ذكر مصيبت بوسيلهء پسر خود سيد حسين بىبهره نگذاشته بود ، بيش از اينها بنوا برساند . ولى عيب در اينجا بود كه عين الدوله اگر دستخط شاه هم در اين زمينه صادر ميشد اجراء